افضل‌الدین کرمانی » دیوانچهٔ اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۵

پای بیفشرد تا به دست سعادت

کام خود از چشم روزگار برآورد

قوت بازوش گرم گرم برآمد

تا جگر خصم زار زار برآورد

خصم گریز اختیار کرد و حسامش

سد ظفر پیش اختیار برآورد

کوکبه عزتش ز چاه هزیمت

ریش مخالف گرفت و خوار برآورد

آتش بأس پیاده‌ای ز صف او

دود هزیمت ز صد سوار برآورد