ما ظرف خویش درمیناب آزمودهایم
خود را به نیم قطره شراب آزمودهایم
از نوش و نیش غمزهٔ او بیخبر نهایم
چندینهزار لطف و عذاب آزمودهایم
در نیل چرخ توسن همت بران دلیر
کین دجله نگذرد ز رکاب آزمودهایم
از آه و اشک پیکر مارا فتور نیست
ما خویش را بآتش و آب آزمودهایم
هستند اگرچه راحتیان ایمن از عذاب
ما اهل راحتیم و عذاب آزمودهایم
کسرا مجال دیدن رخسار یار نیست
آن چهره را ز هفت نقاب آزمودهایم
بازی نمیخوریم چو «طالب» ز روزگار
یعنی فریب موج سراب آزمودهایم