عیار گریه گرفتم، نمود بحر سرابم
شکستهٔ آبلهٔ دل، گذاره شد ز سرآبم
پس از وفات بدل مانده زان لبم شکرآبی
امید هست که گویند با همان شکرآبم
جدا ز خنجر هندی زبان آنمژه «طالب»
چو تیغ گاه در آتش نشسته گاه در آبم