طالب آملی » افزوده‌ها از نسخ دیگر » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۴

عیار گریه گرفتم، نمود بحر سرابم

شکستهٔ آبلهٔ دل، گذاره شد ز سرآبم

پس از وفات بدل مانده زان لبم شکرآبی

امید هست که گویند با همان شکرآبم

جدا ز خنجر هندی زبان آن‌مژه «طالب»

چو تیغ گاه در آتش نشسته گاه در آبم