طالب آملی » افزوده‌ها از نسخ دیگر » غزلیات » شمارهٔ ۹۲

دست تو و شمشیر تو ای مست بنازم

زخمی عجبی بازدی دست بنازم

ای ترک کماندار که دایم بکمینی

قلبی بخدنگی شکنی شست بنازم

ترکیب تو و بست توقید دل و دستست

ترکیب ترا بنده شوم بست بنازم

پران ز دلم مرغ خدنگ تو گذر کرد

مردانه ازین دام بلاجست بنازم