طالب آملی » افزوده‌ها از نسخ دیگر » غزلیات » شمارهٔ ۶۹

پهلو مزن بما که سراپا جراحتیم

تو فرق تا قدم نمکی‌ها جراحتیم

نازکتر از نسیم بما برگذر که ما

چون شاخهٔ تمامی اعضا جراحتیم

با آنکه سر بسر همه زخمیم خونچکان

پیش جراحت دل خود ما جراحتیم

ایغم میان ماو تو این دوستی ز چیست

آخر تو مرهمی نئی و ما جراحتیم

بر لطف و قهر میگذرد روزگار و ما

یا مرهمیم بر دل خود یا جراحتیم

بر ما سبک چو عمر گذرای نسیم دشت

بنگر که همچو سینهٔ دریا جراحتیم

«طالب» بساز مرهم لطفی که مو بمو

از دشنهٔ شماتت اعدا جراحتیم