طالب آملی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۶۳۱

امشب دل را، رنگ برو آوردم

برخاک زدیده، فرش خون گستردم

مو از کف دست برد ماندم بسرشک

وز بسکه گریستم سفیدش کردم