طالب آملی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۶۲۸

روئی که در او بچشم حیرت بینم

رائی که ز خویشتن سفر بگزینم

دستی که گل از شاخ توکل چینم

گنجی که دمی بعافیت بنشینم