طالب آملی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۶۰۴

نفشاند ازآن زلف غبار انگشتم

بازی نکند بادم مار انگشتم

نگشایم از ونیم گره گر بدهد

چون‌شانه‌زهردست هزار انکشتم