طالب آملی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۵۵۹

زهرست غذای طوطی سحرفنم

زآن می‌زند اندکی بتلخی سخنم

تلخ است ترنم که از خوان وجود

تلخ آمده لقمه زبان در دهنم