طالب آملی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۵۳۱

من فتنه زلف سیهت می‌دانم

آشوب رخ همچو مهت می‌دانم

از شوخی نرگست کسی آگه نیست

جز من که زبان نگهت می‌دانم