طالب آملی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۴۸۸ - ۳

شبها که بیزم دوست پیمانه کشیم

وز روزن سینه آه مستانه کشیم

تا شمع رخش غیر نبیند هردم

خاکستر دل بشمع پروانه کشیم