طالب آملی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۴۵۳ - ۲

آن‌فتنه که جام حسن دارد مستش

قانون بود آغوش نشین پیوستش

از لذت نغمه چون زند دست بساز

لب غنچه کند تار و ببوسد دستش