طالب آملی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۴۵۱ - ۲

صوفی که درون صاف بود شبگیرش

هنگام دعا بسنگ ناید تیرش

زخمی است دهان برخ احرار کریه

الوان غذا مرحم بی تاثیرش