طالب آملی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۴۰۱ - ۲

چشمم که سراب دهر زو دریا شد

خون دلم از دیده بدامن واشد

دریا نگذاشت آه من در همه دهر

این ابر ندانم از کجا پیدا شد