طالب آملی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۲۹۲

چشمان تو فتنه‌های عالم‌گیرند

درحسن غزال و در طبیعت شیرند

نتوان ز قلمرو نگاه تو گذشت

مژگان کرشمه دست بر شمشیرند