طالب آملی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۲۱۳

آسوده لبی که ساغر جم نکشید

خوشدل زخمی که ناز مرحم نکشید

من بلبل آن گلم که در گلشن دهر

پژمرده شد و منت شبنم نکشید