طالب آملی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۴۱

امشب ز جنون چه حیف‌ها بر من رفت

جانم باشارهٔ غمی و ز تن رفت

تا دست رساندم بگریبان دلم

بر پیدا کرد چاک و تا دامن رفت