طالب آملی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۴۰

دور از تو ز شهر، خاطر شاد گریخت

عشرت چون برق، عیش چون باد گریخت

از بسکه نهاد رو بویرانی ملک

آباد ز نام (احمد آباد) گریخت