طالب آملی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۸۲

آنم که متاعم همه کین فلک است

دستم خالی چو آستین ملک است

ز اسباب جهان بسینه دردی دارم

وآن نیز میان من و دل مشترک است