طالب آملی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۶۲

گمراهم و رهبرم محال اندیش است

صد قافله آوارگیم در پیش است

چون وادی امید کنم طی، که مرا

ره مشکل و پای آرزو پرنیش است