باشد مرا بفرق ز تیغ تو ماه نو
چون روز عید بر سر طفلان کلاه نو
از غبن عمر رفته مکش خویش را که عشق
زود آورد کهن سفران را براه نو
ماند بدان چه ذقن و خط مشکبار
گر عنبرین بخار برآید ز چاه نو
مشکین خط است گرد عذار تو یا بذوق
بگرفته در بغل گل نو را گیاه نو