گل کرده آن دو گونه رخ لالهزار بین
پیچیده آن دو زلف بهم جنگ مار بین
تحریک خوی او بجفا میکند سپهر
در کار بیدلان مدد روزگار بین
در بزم شعله طاقت سیماب دیدهٔ
در سینهام قرار دل بیقرار بین