طالب آملی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۵۰

هنوز از صحبت آن نوش لب کیفیتی دارم

سحر نزدیک شد از جام شب کیفیتی دارم

ره مستانه چون چشم غزالان میرود پایم

که مست شوقم از درد طلب کیفیتی دارم

شراب‌غم زرویم رنگ‌بیرون داده‌ای همدم

تو پنداری که از جام طرب کیفیتی دارم

شراب و عشق را ترکیب باهم داده‌ام درسیر

وزین معجون روحانی عجب کیفیتی دارم

ز اوضاعم گمان نشئهٔ مستی مبر «طالب»

که بیمار دلم از تاب تب کیفیتی دارم