طالب آملی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۶۶

بیاکه برلب دل آتشین ایاغ نهیم

نوالهای جگر در دهان داغ نهیم

بذوق گوشهٔ گلخن هزار بادیه خار

بریم برگذر باد صحن باغ نهیم

کلیم درطلب ماهزار دامن و جیب

نه‌ایم عطر که سر دره دماغ نهیم

براه کلبهٔ ما پشت پا نمی‌بیند

بیا چراغ دگر دره چراغ نهیم

نمانده ذوقی زین بلبلان بیا «طالب»

که گوش جذب اثر برصفیر زاغ نهیم