کی بودکی که می از جام لبت نوش کنم
و ز برو دوش تو آرایش آغوش کنم
شور بلبل نمکین است مشو تلخ اگر
ناله را قفل گداز لب خاموش کنم
برسر کوی خیال تو چو آیم به سلام
باید اول که وداع خرد و هوش کنم
چون لب لعل تو تشریف تبسم بخشد
داغ را برهنه سازم که نمک پوش کنم
چون تو شه را، ز چو من بنده اگر نایدعار
حلقهٔ چشم برون آرم و در گوش کنم
پند را شرط بود پند پذیری «طالب»
تو ز گفتار میاسا من اگر گوش کنم