طالب آملی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۰۲

یافته‌دل زان دو شوخ نرگس اشهل

ذوق دویم ناز در کرشمهٔ اول

فرق من و خاک عشق را بمیان است

نسبت پیشانی برهمن و صندل

کم‌سخن افتاده‌ای چه چاره کنم های

دیده صفت گوش را مگر کنم احول

نیست قرار دلی و راحت چشمی

خواب مرا همچو خواب بستر مخمل

تلخ بدشنام کن لبی که ضرور است

کام مرا شربتی ز شیرهٔ حنظل

بازوی حسن تراست شرم ز تعویذ

ناز حمایل مکن کرشمهٔ اول

بی‌من و بی‌دوست مانده بود بگیتی

سلسلهٔ حسن و عشق هردو معطل

صفحهٔ تقویم گشته سینهٔ «طالب»

بس که کشیدش خدنگ ناز تو جدول