گل چیدهام بیوی کنم داغ شو زرشک
تیغی بکش چو خار و سوی باغ شو زرشک
گل گل زباده چون پر طاوس گشتهام
کو غیر تیره همچو پر زاغ شو زرشک
من سیر طبع خویش نمایم تو عندلیب
گه سوی باغ وگه بسوی راغ شو زرشک
«طالب» زفیض گریهٔ رنگین بهار خویش
دربرگ گل نهان شدهام داغ شو زرشک