ای بادهٔ راحت اثر مرهم عاشق
ای مایهٔ ناموس و غم ماتم عاشق
حسن از تو برد شهرت و عشق از تو برد فیض
هم کوثر معشوقی و هم زمزم عاشق
بر نسخهٔ عیسی صفتان جمله گذشتیم
جز باده ندیدیم دوای غم عاشق
عاشق نه حریفیست که بی او بتوان زیست
گیرم کم دنیا و نگیرم کم عاشق
عاشق بود از ذوق حیات ابد آگاه
سرمایهٔ عمر ابد و یکدم عاشق
نی بیم خرابیست در او نی غم آسیب
عالم نبود امن تر از عالم عاشق
عقل ارچه بهر شعبه و بیغوله برد راه
سر بر نکند از ره خم در خم عاشق
از شبنم و گل دیدهٔ عاشق نبرد فیض
لخت دل و اشک است گل و شبنم عاشق
«طالب» می و کیفیت می همدم بزمند
جز ناله بخلوت نبود محرم عاشق