طالب آملی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۷۲

چو هست خوب مراد توام ز زشت چه خط

بود رضای تو گر دوزخ از بهشت چه خط

ترا که آینه جوش بهار زنگار است

زموج سبزه‌چه‌خط از کنار کشت چه خط

میان دیر و حرم کرده‌ام رهی پیدا

مرا ز کعبه چه فیض است و از کنشت چه خط