طرب دوست را بامی غم چکار
نشاط آرزو را بماتم چکار
تنک ظرف را یادمی ابلهی است
گل کاغذی را بشبنم چکار
هوس فتنه شد ورنه طبع مرا
بآلایش بیش یاکم چکار
طربخانه زاد غم آمد بگوی
که نوروز را با محرم چکار
کجا خاطر «طالب» و یاد عیش
جراحت گزین را بمرهم چکار