سوزم از شعله پیام آورد و پخته برد
سخن عشق تو خام آورد و پخته برد
چون شوم تشنه ز آتش نفسی پیش لبم
کوزهگر کوزهٔ خام آورد و پخته برد
بسکه گرمم بسخن هر نفسم دل بزبان
خام صدگونه کلام آورد و پخته برد
آرزو جملهفطیر است و منم گرم هنوز
دل نداند که کدام آورد و پخته برد
بسکه گرم است فلک .... خمیرم «طالب»
قرص خور هر سرشام آورد و پخته برد