طالب آملی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۵۱

باز از سرنو جهان جوان شد

وین تودهٔ خاک گلستان شد

آوازهٔ عشرت از جهان خاست

گلبانگ طرب بر آسمان شد

سر های خزیده در گریبان

همذوق بفرق فرقدان شد

از شادی صحبت شهنشاه

گل در چمن آستین فشان شد

شاهنشه عادل « جهانگیر »

کز عدل و کرم جهانستان شد