طالب آملی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۳۱

دل بی تو به گلشن ز گل و بید گریزد

بیروی تو چون ماتمی از عید گریزد

از روی تو دل در شکن زلف تو بگریخت

چون شب پره کز پرتو خورشید گریزد

تهدید تو نزدیکتر آرد ز هلاکم

عاشق نبود آنکه ز تهدید گریزد

بگریخت هوس آیت عشق تو چه بشنید

آری چه عجب دیو ز تعویذ گریزد

با لذت تأثیر نواهای تو «طالب»

گوش از اثر نغمهٔ ناهید گریزد