باز نیش مژه برگرد جگر میگردد
باز دل بر مژه میآید و بر میگردد
باز در فکر پریچهره نگاری بخیال
خیل خیل ملکم پیش نظر میگردد
فارغم گرچه شب هجر دراز آهنگست
که بیک نالهٔ من شام و سحر میگردد
گرچه بیمنت می روی تو باغست و بهار
لیکن از باده گلستان دگر میگردد
سخن از دل همه چون زهر گر آید بزبان
میرسد چون بلب یار شکر میگردد