جان سپردن عاشقان تسلیم زینسان کردهاند
دل تسلی از امید و بیم زینسان کردهاند
در شهادت جستهاند احباب سبقت بر رفیق
اهل دل بر یکدگر تقدیم زینسان کردهاند
هر نوا را میدهم آرایش از چندین خراش
بلبل آموزان مرا تعلیم زینسان کردهاند
جمله خود بگرفته دل را کی نصیبی دادهاند
عاشقان درد ترا تقسیم زینسان کردهاند
از سر جان خاستم چون یار پیداشد ز دور
اهل دل دلدار را تعظیم زینسان کردهاند
چرخ را از گوشمال آه دارم در هراس
او ستادان کودکان را بیم زینسان کردهاند
خون دل «طالب» دمادم کش که آتش مشربان
درک ذوق کوثر و تسنیم زینسان کردهاند