طالب آملی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۷۶

فصلی است که گل بر سر بستان حشر آرد

هر پیک نسیمی ز بهشتی خبر آرد

از تربیت آب و هوایش عجبی نیست

گر مرغ بریزد پر و گل برگ آرد

تکلیف خط سبز تو برگرد لب نوش

صد قافله طوطی بطواف شکر آرد

آتشکده شد دهر و هنوز از سر خاکم

بادی که وزد پنبهٔ داغ جگر آرد

« طالب » گلهٔ اهل وفا مختصر اولیست

افسانه چو از حد گذرد دردسر آرد