سرمهٔ چشم صبا خاک سرکوی تو باد
روی دلها همه چون قبلهنما سوی تو باد
کم مباد آمد و رفت از سر کوی تو ولی
رفتنی هوش من و آمدنی بوی تو باد
بادهٔ کهنه نمک پرور کنج لب تست
ماه نو توشهکش گوشهٔ ابروی تو باد
گرچه گلهای بتان در عرق از تاب می است
می در آب و عرق از تاب گل روی تو باد
کار خورشید که فرّاش بساط فلک است
آستان روبی آتشکدهٔ خوی تو باد
تا بود سلسله در سلسله از عشق بپای
سر هر سلسله در سلسلهٔ موی تو باد
چون بمیزان خرد گوهر «طالب» سنجی
مردم چشم صدف سنگ ترازوی تو باد