خوبرویان همه نو بلبل گلزار خودند
همه مشتاق نسیم گل دیدار خودند
نشأهٔ مرحمت و لطف برون کرده زسر
همه خونریزتر از طرهٔ دستار خودند
بدل آزردن ما دست ندارند ز جور
مستی ما عدم انگاشته در کار خودند
تر نسازند بافسانهٔ ما کام سماع
بلب گوش هوس تشنهٔ گفتار خودند
بگشا دیدهٔ وحدت که ببینی کایشان
نه در آزردن ما بلکه در آزار خودند
خانهٔ شرع خرابست که ارباب صلاح
در عمارتگری گنبد دستار خودند
گرم بازاری ما «طالب» ازاین طایفه است
گرچه این طایفه در گرمی بازار خودند