طالب آملی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۹۳

سفر گزیدم و رفع صداع خواهم کرد

حیات راو ترا یک وداع خواهم کرد

ز امتداد وداعت خجل شدم اکنون

اجازتی که وداع وداع خواهم‌کرد

نظرکنان بتوخواهم نهان‌شد از نظرت

چنین قفا سفری اختراع خواهم‌کرد

بهرقدم ز خس و خار وادی حرمان

کتابهای وفا استماع خواهم‌کرد

جنون هجر تو برسر دو تیغه در کارم

بفوج فوج ملایک نزاع خواهم‌کرد

مگو بجرم سفر بازگشت کن « طالب »

که باز خواهم گشت وسماع خواهم‌کرد