طالب آملی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۹۶

دل باز مژدهٔ غم یاری شنیده است

وین مرده از نسیم بهاری شنیده‌است

در مژدهٔ وصال تو بوئی زصدق نیست

باز این خبر زراه‌گذاری‌شنیده است

خوش در طپیدن آمده شاهین غم مگر

زین دشت‌سینه بوی شکاری‌شنیده است

گردون زناله‌ام بهراس است چون کسی

کآواز مرده‌ئی زمزاری شنیده است

« طالب » فرو نشسته ز آه فغان مگر

زین موج خیز بوی‌کناری شنیده است