طالب آملی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۸۷

رویت‌گل بهشت وخطت سنبل بهشت

در سنبل بهشت تو پنهان گل بهشت

هر صبحدم رسد بهوای گل رخت

ز افغان بلبلان بفلک غلغل بهشت

رخسارهات بهشت ولبت‌آب‌کوثراست

برآب کوثر لبت آن خط پل بهشت

از شوق آتشین‌گل رخسار او مدام

حسرت برد بباغ جهان بلبل بهشت

« طالب » ازاین دونام‌کدامت فتد قبول

مرغ بهشت آمل یا بلبل بهشت