چرخ با اهل اهل آزار است
خاک نامرد آدمیخوار است
هر کجا پای مینهد دانا
یا دم شیر یا دم مار است
راست گویم دل من آینه است
گر فلک در غلاف زنگار است
مزهئی در جهان نمیبینم
دهر گوئی دهان بیمار است
گو بکش جور آسمان « طالب »
که صد این رنج را سزاوار است