گرچه من تلخ میم نشأهٔ من شیرینست
گر دهان تلخ بود باش دهن شیرینست
در مذاقم نشود چاشنی لعل تو محو
ز آن لبم تا بلب گور دهن شیرینست
هر کجا مینگرم چاشنی جلوهٔ تست
جلوهٔ سرو در اطراف چمن شیرینست
از ره نسبت لبهای تو تا دامن حشر
هر عقیقی که برآید ز یمن شیرینست
تلخی عیش شود فاش چه گردید قدیم
باده چندانکه نگردید کهن شیرینست
چاه در قرب نمکزار بود شور چرا
در جوار لبت آن چاه ذقن شیرینست
برد زلف و قد و آن روی دل از من « طالب »
جلوهٔ سوسن و شمشاد و سمن شیرینست