دلا پر مشو همنشین سلامت
خبر دار باش از کمین سلامت
اگر چون ملامت کشان مرد عشقی
کمر بند صد جابکین سلامت
میفشان بجز کاهلی هیچ تخمی
نروید ز آب و زمین سلامت
ملامت گزین از سلامت حذر مکن
که دندان ناز است کین سلامت
چو خواهی که نقش ملامت پذیرد
یکی داغ نه بر سرین سلامت
من آئین اهل ملامت گرفتم
که بیزار گشتم ز دین سلامت
مکن دست گستاخ ترسم برنجی
که مار است در آستین سلامت
بانگشت منمای سویش اشارت
که نیش است در انگبین سلامت
دلا برق شو شعله در خرمنش زن
مبادا شوی خوشه چین سلامت
حذر کن که غیر از ملامت نباشد
نگینی در انگشترین سلامت
دلا بگذر از تاج و تخت سلیمان
بدیوان بحل کن نگین سلامت
مبادا سعادت پذیرد نبوسی
بصد چاپلوسی جبین سلامت
دلا خود بدرد ملامت بحل کن
گمانت ندارد زمین سلامت
براحت مکن خو چو نازک مزاجان
مبادا شوی نازنین سلامت
ریاضت گزین زآن که آهوی مقصد
نگیرد فراغت گزین سلامت
بر آنم که از راه عادت فلک را
کند دیو تک از لعین سلامت
برو باز مانی میاموز «طالب»
سمند طلب را بزین سلامت