طالب آملی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۷۰

وضع جهان درهم و زمانه خرابست

کار پریشان و کارخانه خرابست

منزل گولان و ابلهان همه آباد

کلبه فرزانه و یگانه خرابست

خانهٔ عقل و تمیز را لب دیوار

جفد نشین است و آشیانه خرابست

صحبت آشفتگان شکستگی آرد

درسر زلف تو کارشانه خرابست