دعا براه تو از سالکان تیز تک است
که گام اولش از دل بکنگر فلک است
بجوش گریه که منزل نشین دیدهٔ ما
برسم مردم آبی، باسم مردمک است
ببوس مصحف و برطاق نه که مردان را
قسم بقبضهٔ شمشیر تا حق نمک است
به پنبه گوشه چشمی است زخم عاشق را
چرا که نسبت یکر نگئیش با نمک است
بدوش یار گران است جامهٔ «طالب» را
کفن بیار که یک پیرهن سبکتر کاست