یک لحظه نیست کین مژه طوفانطراز نیست
وین دل چو شمع طعمهٔ سوز و گداز نیست
بیگریه عطر جیب صبا میشوم چو خاک
زآن از ترشح مژهام احتراز نیست
بنما بملک خاطر ما فتنه دوستان
یک گل زمین که تشنهٔ صد ترکتاز نیست
گنجایش مراتب شأن تمیز من
در تنگنای حوصلهٔ امتیاز نیست
«طالب» بت حقیقت حسنش برتبه است
اما بذوق شاهد شوخ مجاز نیست