عشق برقی شده اینک بهوس در جنگست
شعله شمشیر علم کرده به خس در جنگست
شوخ شد جذب هوای چمن دوست که باز
مرغ دل باده و دیوار قفس در جنگست
وه که هر شاهد گل کز چمن ناز تو خاست
دست عطرش بگریبان نفس در جنگست
نمک چاشنی از لعل تو تا یافته شهد
دل این طوطی قدسی بمگس در جنگست
سایهٔ «طالب» با شخص وی از شومی شعر
پیش در صلح چو رو کرده به پس در جنگست