تا داغ دوست چهره طراز جبین ماست
شخص سجود ز اهل نیاز جبین ماست
کنجینهٔ جواهر غیب است سینهاش
آئینهایکه محرم راز جبین ماست
خورشید حسن چهره گشاد ای سحاب شرم
رشح خوئی که نیم گداز جبین ماست
هر جا گل شکنجی بر شاخ طرائیست
نذر کلاه گوشه ناز جبین ماست
ظلمت فزای ناصیهٔ « طالب » است حیف
خاک صنم که آینه ساز جبین ماست