گلیم و چرخ نداده هوای چیدن ما
ستاره چشم بهم مینهد ز دیدن ما
کمند ذرهٔ کجا قصر آفتاب کجا
ز کاهلی نبود در تو نا رسیدن ما
برو برو مشکن بالما بهرزه که هست
ز دام تا بقفس غایت پریدن ما
بذوق انستوما وحشیازجهان شدهایم
دلیل رام تو بودن بود رمیدن ما
نهعقر بست و نه مار این سپهر پیچاپیچ
ولیک سیر نمیگردد از گزیدن ما
مبر پرو شکن بال ما بهرزه که هست
ز دام تا بقفس غایت پریدن ما